پس از گذشت بیش از یک قرن از تاسیس نخستین دوره های آموزش روزنامه نگاری در جهان ، دیگر تردیدی وجود ندارد که آموزش دانشگاهی روزنامه نگاری یک اصل برای توسعه و گسترش روزنامه نگاری در حیطه علوم ارتباطات اجتماعی است و روزنامه نگار متخصص در محیط آموزشی، با کیفیت بالاتر تربیت می شود .
پیشینه آموزش علمی و عملی روزنامه نگاری در کشور ما آنگونه که دکتر کاظم معتمد نژاد ، استاد برجسته علوم ارتباطات اجتماعی ، در تاریخ نگاری آموزش آکادمیک روزنامه نگاری در ایران ثبت کرده است ، به سال 1319 باز می گردد. در حقیقت چندین دهه است ، که امکان آموزش علمی و بعضا دانشگاهی روزنامه نگاری در کشور ما فراهم شده است . با این حال ، نکته درخور توجه و تامل ، آن است که در طی این سالهایی که روزنامه نگارانی آموزش دیده تربیت و وارد جامعه رسانه ای کشور شده اند ، چقدر توانسته اند از تخصص های تئوریک خود به صورت تخصصی در عمل استفاده کنند؟ بنا بر نظر بسیاری از روزنامه نگاران قدیمی، از آنجایی که تدریس دروس تخصصی روزنامه نگاری و در کل سیستم آموزش عالی ما در این زمینه با نقیصه روبروست ،بسیاری از فارغ التحصیلان روزنامه نگاری بعضا نمی توانند در واقعیت ، به هنگام حضور در مطبوعات یا دیگر رسانه ها ، عملا از توانمندی های تئوری خودبه نحو مطلوب بهره ببرند و این در حالی است که بسیاری از اساتید روزنامه نگاری معتقدند فارغ التحصیلان رشته روزنامه نگاری برخلاف آنچه که ادعا می شود ، از توانمندی های بالایی برخوردارند و حتی توانایی آنها از کسانی هم که به صورت تجربی سالهاست در تحریریه های روزنامه ها و رسانه های کشور کار می کنند ،بالاتر است.
زبان، پديدهاي تأثيرپذير است و زبان فارسي تحت تأثير ساختهاي زبانهاي بيگانه بيش از حد در حال دگرگوني است و در صورتي كه بين تثبيت و تحول آن نوعي تعادل برقرار نشود به مرور زمان سلامت خود را از دست ميدهد.
ميتوان ادعا كرد كه مردم ايران در حال حاضر زبان خود را با رسانهها محك ميزنند و بهويژه جوانان اطلاعات خود را عمدتاً از طريق رسانهها دريافت ميكنند، در نتيجه زبان رسانهها بلامنازع پذيرفته ميشود.
زبان رسانههاي گروهي بهويژه مطبوعات، گاهي مملوءاز معايب و اشكالاتي است كه در لزوم رفع فوري آنها ترديدي نيست. اين معايب و اشكالات يا ناشي از ناآگاهي از قواعد ساختمان زبان فارسي، و يا ناشي از اشكالات منطقي، بلاغي، تلفظي و بياني و شیوه نگارشی است. رسانهها و بویژه روزنامه ها ، روز به روز الگوهاي زباني غيرمعيار را رواج ميدهند. بنابراين لازم است اين الگوها شناخته و بررسي و در صورت امكان كنترل شوند.
اما آنچه که در این گزارش و در گفتگو با کارشناسان مورد بررسی قرار گرفته است ، شیوه ناصحیح نگارش زبان فارسی در روزنامه های کشور ما و عدم وجود یک رسم الخط واحد و ملی است .متاسفانه با وجود آنکه در بسیاری از روزنامه های ما شیوه نامه های نگارشی و ویرایشی برگرفته از دستور خط فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی به منظور روان نویسی ، درست نویسی و یکسان نویسی مطالبی که در تحریریه ها تهیه و تدوین می شود ، وجود دارد ، اما با این حال بعضا اشتباهات فاحشی در نگارش زبان فارسی دیده می شود ، که جای تاسف دارد.
سین، برایم دوستی صمیمی هستی و فوق العاده مهربان.با آنکه چند سال از من کوچکتری اما خوب می فهی، بزرگتر از سن و سالت درک می کنی، طوری که گاهی وقت ها شک می کنم به سن و سال حقیقی ات . در سخت ترین شرایط کاری هیچ وقت برایم کم نگذاشته ای . تا به حال فرصتی پیش نیامده بود که از لطف و مهربانی هایت تشکر کنم، برای همه کمک ها و لطف هایت ممنونم.